فصلنامه تخصصي عمران، معماري و شهرسازي “عمارت”
سهميه بندي زندگي
“همانا در خلقت آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز و کشتي ها که بر روي آب براي انتفاع خلق بحرکتند و آب باراني را که خدا از بالا فرو فرستاد تا به آن آب، زمين را بعد از مردن زنده کرد و سبز و خرم گردانيد و در بر انگيختن انواع حيوانات در زمين و در وزيدن بادها به هر طرف و در خلقت ابر که بين زمين و آسمان مسخر است ادله واضح بر علم و قدرت آفريننده است در همه اين امور براي عاقلان.”
(سوره مبارکه بقره- 165)
.
يك
همه چيز از يك نوشته تبليغاتي توي ذهنم شكل گرفت.
اين روزها توي تاكسي، توي اتوبوس، توي خونه پاي تلويزيون، هنگام مطالعه روزنامه، هرجا كه باشي تا جايي كه امكان داشته باشد، تبليغ الگوي مصرف است و مصرف بهينه را توي ذهنت مي سازند.
دو
بابا برقي با آن جثه بزرگش، كه از همه بچه هاي همسن و سال من بزرگتر بود، بخشي از كابوس بچگيم بود! بين هر چند تا آگهي مي آمد و آن شعر (شعار) معروف “هرگز نشه فراموش/ لامپ اضافي خاموش” را مي خواند و مي رفت. بابا برقي سال ها رفته بود در پستوي ذهنمان، خبري نبود. برق بود. گاز بود. بنزين بود. آب نبود. آب سهميه بندي مي شد. جاي بابا برقي را چند سالي بود آن “قطره” مسخره روي صفحه تلويزيون، روي كاغذهاي روزنامه، روي ديوارهاي شهر گرفته بود.
سه
گزارشگرهاي فوتبال هاي جام ملت هاي اروپا كه مدام مي گفتند “لامپ هاي اضافه را خاموش كنيد تا همه هموطنان بتوانند فوتبال ببينند”مي شد حدس زد كه امسال همه، در هر نقش و مقامي كه هستند، بايد “بابا برقي” بشوند! همانند زمان جام جهاني كه وزير وقت نيرو بارها قول مساعد به شهروندان داده بود كه بتوانند بازي ها را ببينند! اما اين بار اوضاع كمي فرق مي كند… اين بار وقتي سر اين نخ را بگيري و به جلو بروي، به يك نكته مهم برخورد مي كني. آب!
چهار
بنا به تعريف سایت سازمان هواشناسی ایران، خشکسالی نوعی بلای طبیعی نامحسوس است که در پس کاهش بارندگی در طی یک دوره کوتاه یا بلند روی میدهد. ضررهای خشکسالی عبارتند از:
کاهش محصولات کشاورزی و به تبع آن دامی
کمبود آب برای مصارف صنعتی و خانگی
کاهش میزان تولید برق از نیروگاههای برقآبی
پنج
ايران در منطقه اي خشك و نيمه خشك واقع شده و همين ويژگي اقليمي موجب شده است كه كشورمان با مشكلي اساسي روبه رو شود، مشكلي به نام محدوديت منابع آب از لحاظ كمي و در مراتب پايين تر كيفي.
قرار گيري ايران در منطقه خشك و نيمه خشك و رو به رو بودن با مشكل محدوديت منابع آبي، رفته رفته به مشكل بزرگتر خشكسالي تبديل مي شود.
قرار گيري ايران در منطقه اي خشك و نيمه خشك، رو به رو بودن با مشكل محدوديت منابع آبي، مواجه شدن به مشكل بزرگتر خشكسالي، هر سال، بحران كمبود آب در تابستان را به وجود مي آورد.
قرار گيري ايران در منطقه اي خشك و نيمه خشك، رو به رو بودن با مشكل محدوديت منابع آبي، مواجه شدن به مشكل بزرگتر خشكسالي، هر سال، بحران كمبود آب در تابستان را به وجود مي آورد، هر سال، ابتداي تابستان كه مي شود، يادمان مي آيد كه آب نداريم!
شش
مسئله يه نظر يك معادله دو طرفه ساده مي آيد. يا آب وجود دارد و منابع آبي تامين است يا نيست و بايد براي حل اين مشكل تدبيري انديشيد.
در تمام طول سال، روزنامه ها را كه ورق بزني نگراني مردم و وعده هاي مسئولان و اعلام عدم وجود مشكل را مي تواني دنبال كني. اما با نزديك شدن به ماه هاي گرم سال، كم كم اخبار عوض مي شوند!
شهر مشهد به عنوان دومين كلانشهر مذهبي جهان و يكي از اصلي ترين شهرهاي ايران هر ساله در آستانه فصول گرم، در سايه اي از نگراني اين بحران قرار داشته است.
“مدير عامل شركت آب و فاضلاب مشهد از احتمال جيره بندي آب آشاميدني مشهد خبر داد.” (روزنامه ايران يكشنبه 16/2/1380)
“در تازه ترين خبر مديرعامل شركت آب و فاضلاب مشهد خبر از جيره بندي آب اين استان در صورت عدم همكاري مشتركين طي 9 روز آينده داده است” (روزنامه اعتماد 22/3/1385)
“هشدار معاون شرکت آب وفاضلاب مشهد: احتمال جيره بندي آب مشهد در پاييز وجود دارد.” (روزنامه ابتكار 25/6/1385)
از اين قسم اخبار، تيترها و مطالب هر كدام از ما كم نديده ايم! همه هم از اردي بهشت شروع مي شوند، در تير و مرداد به اوج خود مي رسند و در مهر و آبان تمام مي شوند. هيچ كس در آذر يا دي سراغي از مشكل آب نمي گيرد، آن موقع اين اخبار و تيترها و مطالب جاي خود را به “گاز” داده اند!
هفت
مگر نه اينكه ما در منطقه اي خشك و نيمه خشك قرار گرفته ايم، كه با مشكل محدوديت منابع آبي رو به رو ايم، كه با مشكل بزرگتر خشكسالي مواجهيم، آيا واقعا نبايد فكري اساسي كرد؟! آيا نبايست باتوجه به خشكسالي هاي پياپي، پيش از اين ها، قبل از هر تابستان كه مردم در بمباران اخبار مربوط به جيره بندي و سهميه بندي و قطعي و خشكسالي قرار مي گيرند، به تدوين برنامه هاي مختلف براي مقابله با كم آبي در كشور اقدام شود؟! پيش روي با برنامه هاي اضطراري تا كجا و چه زماني مي تواند پاسخگو باشد؟!
هشت
يكي از آن سوال هاي اساسي كه سال هاست فقط حرفش شنيده شده و هيچ وقت بحث جدي اش مطرح نشده است، تفكيك آب مصرفي است. بسيار واضح است كه اين امر موجب استفاده بهينه از منابع آبي مي شود و از هدر رفتن سرمايه و منابع موجود آبي جلوگيري مي كند و اين در حالي است كه اين امر يكي از مهم ترين شيوه هاي صرفه جويي در مصرف آب است ولي اينكه چرا تا به حال به راهكارهاي عملي روي آورده نشده است، مسئله اي است كه بايد نگاهي مجدد به آن داشت. فرسودگي شبكه انتقال نيز يكي ديگر از مواردي است كه به دلايلل عملي نمودن اين طرح كمك مي نمايد. شبکههاي آبرساني وضع موجود در ايران بعضا 40 تا 45 سال قدمت دارند. اين در حالي است كه عمر متوسط اين شبكه ها 20 تا 30 سال بوده و پرت 12 تا 15 درصدي آب از طريق شبکههاي آبرساني معقول است، اما ميزان پرت آب در شبکههاي وضع موجود 27 تا 30 درصد است.
كمي دقت كنيم! چيزي حدود دو برابر ميزان استاندارد آب به همين دليل ساده فرسودگي شبكه به هدر مي رود. حالا زيرنويس هاي تلويزيون را به ياد بياوريد! همه مشكل كه الگوي مصرف نيست!
نه
از فرسودگي شبكه كه بگذريم، تا به حال فكر كريده ايد كه ميزان آب مصرفي كشور در بخش شرب چه ميزاني از كل است؟! در حال حاضر تنها شش درصد آب مصرفي كشور در بخش شرب مصرف مي شود! از 95 ميليارد متر مکعب آب مصرفي کشور، 92 درصد در بخش کشاورزي، شش درصد در بخش شرب و دو درصد در بخش صنعت مصرف ميشود و حاصل آن توليد 32 ميليارد متر مکعب پساب است.
حال به نظرتان كمي، فقط كمي جدا سازي و تفكيك آب مصرفي در كنترل و برنامه ريزي منابع مهم و حياتي جلوه نمي كند؟! همه مشكل كه الگوي مصرف نيست!
ده
از فرسودگي شبكه بگذريم! از جدا سازي و تفكيك شبكه هم بگذريم! توليد سالانه 32 ميليارد متر مكعب پساب، كه از اين ميزان، 28 ميليارد متر مکعب پساب در بخش کشاورزي است، كمي به ما اجازه نمي دهد كه توقع برنامه ريزي بهتر و كمي تدبير و کنترل مواد شيميايي مصرفي در بخش کشاورزي را داشته باشيم؟! بيش از 85 درصد پساب توليدي با استفاده از اندكي علم روز، اندكي تدبير و اندكي نظارت در بخش كشاورزي به آب قابل استفاده تبديل مي گردد. 85 درصد عدد وسوسه كننده اي نيست؟!
يازده
آري! همه مشكل الگوي مصرف نيست!
متوسط الگوي مصرف آب در دنيا حدود 150 ليتر و در ايران 220 ليتر در شبانهروز است، يعني ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميکنيم! 70 درصد هم عدد وسوسه كننده اي است! ولي به چه قيمتي؟!
دوازده
در اين كه وزارت نيرو در سال هاي گذشته (چه در دولت هاي گذشته و چه در اين دولت) تدبيري پايدار براي رهايي از بحران آب در سال هاي آينده كشور نينديشيده است، هيچ شكي نيست! اما قيمت آن 70 درصد چيست؟!
سيزده
در باب كرامات حضرت رضا (ع) نقل است كه واقعه خشكسالي در خراسان به وقوع پيوسته و وضعيت اسفباري بود كه موجب گرديد تا مردم و حتي مأمون از حضرت درخواست نمايند كه به صحرا تشريف ببرند و مراسم نماز باران (استسقاء) را برگزار فرمايند. امام پذيرفتند و روز دوشنبه را براي اين مهم قرار دادند. در روز موعود تمام مردم در محل گرد آمدند و امام پس از حمد و ثناي پروردگار يكتا و نعت جد بزرگوار خود حضرت خاتمالانبياء(ص) و اهل بيت طاهرين(ع) به درگاه خداوند اظهار نياز نموده و نماز باران را به جا آوردند. زماني نگذشت كه ابرهاي متراكم به سرعت صحنه آسمان را فرا گرفت و پس از آن باران وافري فرو باريد و رحمت و بركت الهي دوباره در آن منطقه جاري شد.
چهارده
حال فرض كنيد كه شما يك شهروند عادي هستيد كه اطلاع داريد عمر شبكه با فرسودگي 40 تا 45 ساله مواجه است، لوله كشي آب هاي مصرفي كشور تفكيك شده نيست، در زمينه استفاده از آب، مديران اجرايي با هيچ يك از علوم روز آشنا نيستند، 85 درصد ميزان پساب توليدي قابل بازگشت به چرخه است، وضعيت طراحي تصفيه خانههاي فاضلاب استاندارد نيست و مواردي از اين دست و در حالي كه تبليغات گوناگون از سرو روي شهر، روزنامه ها، تلويزيون و اخبار شما را بمباران مي كنند كه “آب كمتري مصرف كنيد” و اين را نيز مي دانيد كه همه اين تبليغات براي همان 6 درصد در بخش شرب است و 92 درصد بخش كشاورزي ناديد گرفته شده است، چشمتان به آگهي روي ديوار مي افتد كه از مردم طلب نماز باران و دعا كرده اند!
هيچ كس منكر دعا و نماز براي باران يا كرامات حضرت رضا (ع) يا دعاي معروف حضرت سجاد (ع) نمي شود، اما آيا اين به نوعي پاك كردن صورت مسئله و به نوعي حساب گري با اعتقادات مردم نيست؟!
به ياد گفته نماينده ولي فقيه و امام جمعه بندرعباس مي افتم!
“عملكرد برخی از مسوولان دولت برای مقابله با بحران كمآبی و تاكید آنها بر ضرورت اقامه نماز باران به جای مدیریت و برنامهریزی با واكنش شدید آیتالله نعیمآبادی امام جمعه بندرعباس و نماینده ولیفقیه در استان هرمزگان روبهرو شد. وی با اشاره به اینكه برخی از مسوولان به جای اینكه برنامهریزی كنند و این مسئله را از طریق علمی حل نمایند خواستار اقامه نماز باران میشوند. امام جمعه بندرعباس سپس با طرح انتقاداتی از نحوه عملكرد مسوولان برای مقابله با بحران كمآبی افزود: به جای حل مشكل بارها از من خواستهاند كه نماز باران بخوانم. من میخواهم بگویم كه وزیر نیرو باید خودش نماز باران بخواند.”
(خبرگزاري ها و روزنامه هاي مختلف، 28/1/1387)
پانزده
“مشترک گرامی
همانطور که استحضار دارید به علت بحران خشکسالی و کمبود تولید برق نیروگاههای برق آبی در سطح کشور بالاجبار و علی رغم میل کلیه دست اندر کاران صنعت برق خاموشی اعمال می گردد. ضمن تشکر از همکاری صمیمانه شما در انجام صرفه جویی های لازم جدول خاموشی ها به شرح زیر میباشد.”
پايتخت يك كشور روزي 4 ساعت (2 ساعت صبح، 2 ساعت عصر) برق ندارد! تازه جدول زمان بندي (سهميه بندي) هم دارد! بازي هاي المپيك در همين كشور “مونتاژ كار” چين در حال برگزاري است و آگهي روابط عمومي شركت برق كنار جدول بازي هاي المپيك كمي توي ذوق مي زند!
اگر كمي روزنامه ها را ورق بزنيم، از هم اكنون رد پاي نگراني هاي كمبود گاز در زمستان مي آيد. اما اشكالي ندارد، كم آمد، جيره بندي (سهميه بندي) مي شود، جدولش را هم در روزنامه چاپ مي كنند!
شانزده
تابستان 1385 مشهد را به يادمان بياوريم! اوج بحران كمبود آب! سه هزار ليتر در ثانيه كسري آب! رشد منفي 27 درصدي بارندگي! 35 درصد كمبود منابع آبي! سهميه بندي آب! با وجود اجراي طرح جيره بندي، اصلاح بخشي از شبكه آب و فاضلاب، ورود 20 حلقه چاه ديگر به مدار بهره برداري و هر آنچه كه براي بهبود وضعيت بحراني آب مشهد به طور مقطعي لازم بود، وضعيت آب اين شهر همچنان رو به وخامت بود! با طرح جيره بندي تنها 15 تا 20 درصد كمبود آب در سطح شهر مشهد جبران مي شد! توزيع رايگان 10 ميليون پاكت آب بين زوار به ويژه در مهمان سراها، هتل ها، مناطق زواري و كمپ هاي اسكان زائران و مسافران در شهر مشهد!
.
امسال هنوز سهميه بندي نشده ايم! مسنولان وزارت نيرو اعلام كرده اند كه 120 شهر کشور و عمدتا شهرهاي کوچک بيشتر تحت تاثير خشکسالي و کم آبي قرار دارند و امسال بحث جيرهبندي آب هيچ يک از شهرها در دستور کار وزارت نيرو نيست.
.
كاش اوضاع برق اين گونه نبود، كه مي توانستيم دل خوش كنيم كه بر حسب اتفاق نبوده است، اما…
.
بايد انديشه اي دوباره باشد…
آخر
“خداوندا، اي بخشنده خيرات، اي فرو فرستنده بركات، از آسمان، مايه زندگي را فرو فرست و باران فراوان بر ما بباران، باراني گسترده كه قطراتش، درشت و پيوسته فرو بارد، چندان كه از زيادي زمين را فروشكافد و با آن، بندگان ضعيف تو نفس تازه كنند و زمين مرده زنده شود، آمين رب العالمين”
(دعاي حضرت سحاد (ع) در طلب باران)














